تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٠
ممكن است گفته شود: از آيه ١٤ سوره «قصص» برمىآيد: موسى عليه السلام قبل از اين ماجرا به مقام «حكم و علم» رسيده بود، آنجا كه مىگويد: وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً:
«هنگامى كه موسى به حدّ رشد رسيد، ما به او حكم و علم بخشيديم» (سپس ماجراى درگيرى با مرد قبطى را در آيات بعد از آن ذكر مىكند).
در پاسخ مىگوئيم: علم و حكمت داراى مراحل مختلف است، موسى يك مرحله را قبلًا يافته بود، و مرحله كاملترى را به هنگام نبوت و رسالت پيدا كرد.
***
سپس موسى به پاسخ ايراد اولى يعنى منتى كه فرعون در مورد پرورشش در دوران طفوليت و نوجوانى بر او گذارد پرداخته، و با لحن قاطع و اعتراض آميزى مىگويد: «آيا اين منتى است كه تو بر من مىگذارى كه بنى اسرائيل را بنده و برده خود ساختى»؟! «وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرائِيلَ».
درست است كه دست حوادث مرا در كودكى به كاخ تو كشانيد، و به ناچار در دامان تو پرورش يافتم و در اين امر قدرتنمائى خدا بود، اما ببين عامل اين ماجرا چه بود؟ چرا من در خانه پدرم و در آغوش مادرم پرورش نيافتم، چرا؟.
آيا جز اين بود كه: تو بنى اسرائيل را به زنجير اسارت كشيدى؟ تا آنجا كه به خود اجازه دادى نوزادان پسر را به قتل برسانى؟ و دختران را براى كنيزى و خدمت، زنده بگذارى؟.
اين ظلم بى حساب تو، سبب شد كه: مادرم براى حفظ جان نوزادش مرا در صندوق بگذارد، و به امواج نيل بسپارد، و خواست الهى اين بود كه: آن كشتى كوچك در كنار كاخ تو لنگر بيندازد، آرى، ظلم بى اندازه تو بود كه مرا رهين اين منت ساخت، و مرا از خانه پاك پدرم محروم ساخت، و در كاخ آلوده تو قرار داد!
و با اين تفسير ارتباط اين پاسخ موسى با سؤال فرعون، كاملًا روشن مىشود.