تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠١
نزد خود آورد؟
ممكن است به دليل هدف بزرگترى مانند مسأله هدايت و راهنمائى آنها و نشان دادن يك معجزه بزرگ بوده است.
از اين گذشته، مىدانيم شاهان از خود مالى ندارند و اموال آنها معمولًا از غصب حقوق ديگران به دست مىآيد!
سؤال ديگر اين كه: «عفريت جنّ» چگونه توانائى بر چنين خارق عادتى دارد؟
پاسخ اين سؤال را در بحثهاى مربوط به اعجاز گفتهايم كه: گاهى حتى افراد غير مؤمن بر اثر رياضتهاى پرمشقت و مبارزه با نفس، توانائى بر پارهاى از خارق عادات پيدا مىكنند ولى، تفاوت آن با معجزات اين است كار آنها چون متكى به قدرت محدود بشرى است، هميشه محدود است، در حالى كه معجزات، متكى بر قدرت بى پايان خدا است، و قدرت او همچون ساير صفاتش نامحدود مىباشد.
لذا مىبينيم «عفريت» توانائى خود را محدود مىكند برآوردن تخت «ملكه سبأ» در مدت توقف سليمان عليه السلام در مجلس داورى و بررسى امور كشور، در حالى كه «آصف بن برخيا» هيچ حدى براى آن قائل نمىشود، و محدود ساختن به يك چشم بر هم زدن، در حقيقت اشاره به كمترين زمان ممكن است، و مسلّم است كه سليمان عليه السلام از چنين كارى كه معرفى يك فرد صالح است حمايت مىكند، نه از كار عفريتى كه ممكن است كوتهنظران را به اشتباه بيفكند و آن را دليل بر پاكى او بگيرند.
بديهى است هر كس كار مهمى در جامعه انجام دهد و مورد قبول واقع شود، خط فكرى و اعتقادى خود را در لابلاى آن تبليغ كرده است، و نبايد در