تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٧
چند روز صبر، شكيبائى و مبارزه با نفس، جهاد و ايثار، آن را به يك زندگى پر افتخار و سعادتبخش مبدل سازند.
حتى براى نيكوكاران هم روز تأسف است، تأسف از اين كه: چرا بيشتر از اين نيكى نكردند؟!
***
آن گاه مىافزايد: اين ظالم بيدادگر كه در دنيائى از تأسف فرو رفته مىگويد:
«اى واى بر من! كاش! فلان شخص گمراه را دوست خود انتخاب نكرده بودم» «يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا». «١»
روشن است: منظور از «فلان» همان شخصى است كه او را به گمراهى كشانده: شيطان، دوست بد، يا خويشاوند گمراه، و فردى همچون «ابَىّ» براى «عقبه» كه در شأن نزول آمده بود.
در واقع اين آيه، و آيه قبل، دو حالت نفى و اثبات را در مقابل هم قرار مىدهد در يك جا مىگويد: «اى كاش! راهى با پيامبر صلى الله عليه و آله پيدا كرده بودم» و در اينجا مىگويد: «اى كاش! فلان شخص را دوست خود انتخاب نكرده بودم» كه تمام بدبختى در ترك رابطه با پيامبر صلى الله عليه و آله و قبول رابطه با اين دوست گمراه بود.
***
باز، ادامه داده، مىگويد: «بيدارى و آگاهى به سراغ من آمده بود، (و سعادت در خانه مرا كوبيد) ولى، اين دوست بى ايمان مرا گمراه ساخت» «لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي».
اگر از ايمان و سعادت جاويدان، فاصله زيادى مىداشتم، اين اندازه جاى