تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٧
نظر به خدا نسبت داد، بى آن كه، مستلزم جبر و سلب اختيار گردد، و به مسئوليت آنها در مقابل كارهايشان، خدشهاى وارد شود (دقت كنيد).
علاوه بر اين، وجود اين دشمنان سرسخت، و مخالفت آنان با پيامبران سبب مىشد كه: مؤمنان در كار خود، ورزيدهتر و ثابتقدمتر شوند، و آزمايش الهى در مورد همگان تحقق يابد.
اين آيه، در حقيقت همانند آيه ١١٢ سوره «انعام» است كه، مىفرمايد: وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّاً شَياطِينَ الإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً:
«اين گونه در برابر هر پيامبرى دشمنى از شياطين انس و جن قرار داديم كه:
سخنان فريبنده و بى اساس را به طور سرّى به يكديگر مىگويند».
در مقابل گلها، خارها مىرويد، و در برابر نيكان، بدان قرار دارند، بى آن كه مسئوليت هيچ يك از دو دسته از ميان برود.
بعضى نيز گفتهاند: منظور از «جعلنا» (قرار داديم) همان اوامر و نواهى و برنامههاى سازنده انبياء است كه: خواه و ناخواه عدهاى را به دشمنى مىكشاند و اگر به خدا اسناد داده شده، به خاطر آن است كه اين اوامر و نواهى از سوى او است.
تفسير ديگر اين كه: جمعى هستند كه، بر اثر اصرار در گناه و افراط در تعصب و لجاجت، خداوند بر دلهاى آنها مُهر مىزند، و چشم و گوششان را كور و كر مىسازد، اين دسته، بر اثر كوردلى، سرانجام دشمن انبياء مىشوند، اما عوامل آن را خود فراهم ساختهاند.
اين سه تفسير با هم منافاتى ندارد و همه آنها ممكن است در مفهوم آيه جمع باشد.