تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩١
٣٠ وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً
٣١ وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّاً مِنَ الْمُجْرِمِينَ وَ كَفى بِرَبِّكَ هادِياً وَ نَصِيراً
٣٢ وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا
٣٣ وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً
٣٤ الَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَلى وُجُوهِهِمْ إِلى جَهَنَّمَ أُوْلئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضَلُّ سَبِيلًا
ترجمه:
٣٠- و پيامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها كردند».
٣١- (آرى،) اين گونه براى هر پيامبرى دشمنى از مجرمان قرار داديم؛ اما (براى تو) همين بس كه پروردگارت هادى و ياور (تو) باشد!
٣٢- و كافران گفتند: «چرا قرآن يك جا بر او نازل نمىشود»؟! اين به خاطر آن است كه قلب تو را به وسيله آن محكم داريم، و (از اين رو) آن را به تدريج بر تو خوانديم.
٣٣- آنان هيچ مَثَلى براى تو نمىآورند مگر اين كه ما حق را براى تو مىآوريم، و تفسيرى بهتر (و پاسخى دندانشكن كه در برابر آن ناتوان شوند)!
٣٤- آنان كه بر صورتهايشان به سوى جهنم محشور مىشوند، بدترين محل را دارند و گمراهترين افرادند!