تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٣
بازگشت به دنيا براى جبران خطاهاى خود مىكنند، مىگويد: وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ: «اگر آنها بازگردند دگربار همان امورى را كه از آن نهى شدهاند انجام مىدهند». «١»
و نيز اين كه: بعضى گفتهاند: رجعت با آيه ١٠٠ سوره «مؤمنون» سازگار نيست، زيرا طبق اين آيه، مشركان تقاضاى بازگشت به جهان مىكنند تا عمل صالح انجام دهند، مىگويند: «رَبِّ ارْجِعُونِ* لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ».
اما به آنها پاسخ منفى داده مىشود و گفته مىشود: «كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها».
پاسخ آن با توجه به اين كه: اين آيه عام است و رجعت خاص است روشن مىگردد. (دقت كنيد).
***
٦- آخرين سخن اين كه: شيعه، در عين اعتقاد به رجعت كه آن را از مكتب ائمه اهلبيت عليهم السلام گرفته است، منكران رجعت را كافر نمىشمرد؛ چرا كه رجعت از ضروريات مذهب شيعه است، نه از ضروريات اسلام، بنابراين، رشته اخوت اسلامى را با ديگران به خاطر آن نمىگسلد ولى به دفاع منطقى از عقيده خود ادامه مىدهد.
اين نيز قابل توجه است كه: احياناً خرافات بسيارى با مسأله رجعت آميخته شده كه چهره آن را در نظر بعضى دگرگون ساخته است، لازم است پايه را بر احاديث صحيح بگذاريم و از احاديث مخدوش و مشكوك بپرهيزيم.
آنچه در اينجا گفتيم: فشردهاى بود از مباحث مربوط به «رجعت» و براى اطلاع از خصوصيات و جزئيات ديگر، بايد به كتبى كه در اين زمينه نوشته شده