تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨
به علاوه، از جمله فَقَدْ كَذَّبُوكُمْ: «آنها شما را تكذيب كردند» چنين برمىآيد كه: مشركان قبلًا ادعا نمودهاند: اين معبودان ما را گمراه ساختند، و به سوى خويش دعوت كردند، و بعيد است مشركان اين ادعا را در مورد بتهاى سنگى و چوبى كرده باشند، زيرا خودشان- آن گونه كه در داستان ابراهيم آمده- يقين داشتند بتها سخن نمىگويند: «لَقَدْ عَلِمْتَ ما هؤُلاءِ يَنْطِقُونَ». «١»
در حالى كه مثلًا در مورد «مسيح» عليه السلام در آيه ١١٦ سوره «مائده» مىخوانيم:
أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ: «آيا تو، به مردم گفتى كه من و مادرم را به عنوان دو معبود غير از خدا انتخاب كنيد»؟!
و در هر حال، مسلّم است، ادعاى مشركان و بت پرستان، واهى و بىاساس بوده و آنان ايشان را به عبادت خود دعوت نكردهاند.
جالب اين كه: معبودان در جواب نمىگويند: خدايا ما آنها را به عبادت خود دعوت نكرديم، بلكه، مىگويند: ما غير از تو معبودى براى خود انتخاب ننموديم، يعنى وقتى خود ما تنها تو را پرستش مىكنيم به طريق اولى براى آنها ديگرى را معرفى نكردهايم، به خصوص اين كه: اين سخن با جمله سُبْحانَكَ: «منزهى تو» و با جمله ما كانَ يَنْبَغِى لَنا: «براى ما سزاوار نبود» همراه است كه نهايت ادب و تأكيد آنها را بر توحيد روشن مىسازد.
***
٢- انگيزه انحراف از اصل توحيد
قابل توجه اين كه: معبودان، عامل اصلى انحراف اين گروه مشرك را «زندگى مرفّه» آنها مىشمرند، مىگويند: خداوندا آنها و پدرانشان را از نعمتهاى اين زندگى برخوردار ساختى، و همين باعث فراموشكارى آنها شد،