تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٨
تفسير:
از آنجا كه در آيات گذشته، سخن از استعجال كفار در مورد عذاب و يا تحقق رستاخيز بود، و با بى صبرى انتظار وقوع آن را داشتند، و به پيامبر مىگفتند: چرا اين عذابها را كه به ما وعده مىدهى دامن ما را نمىگيرد؟! چرا قيامت بر پا نمىشود؟! در آيات مورد بحث، اشاره به قسمتى از حوادثى كه در آستانه رستاخيز صورت مىگيرد كرده، و سرنوشت دردناك اين منكران لجوج را مجسم مىسازد.
مىگويد: «هنگامى كه فرمان عذاب فرا مىرسد و آنها در آستانه رستاخيز قرار مىگيرند، جنبندهاى را از زمين، براى آنان خارج مىكنيم كه با آنها سخن مىگويد، و سخنش اين است كه مردم به آيات خدا ايمان نمىآورند» «وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ».
منظور از «وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ» صدور فرمان خدا و مجازاتى است كه به آنها قول داده شده، يا وقوع رستاخيز و حضور نشانههاى آن است، نشانههائى كه با مشاهده آن هر كس خاضع و تسليم مىشود و يقين پيدا مىكند كه وعدههاى الهى حق بوده و قيامت نزديك است، و در آن حال، درهاى توبه بسته مىشود، چرا كه ايمان در چنين شرائطى جنبه اضطرارى خواهد داشت.
البته اين دو معنى از يكديگر جدا نيست؛ زيرا نزديك شدن قيامت با عذاب و مجازات گنهكاران توأم است.
اما در اين كه: اين «جنبنده زمينى» چيست و كيست؟ و برنامه و رسالت او چگونه است؟ قرآن به صورت سربسته بيان كرده، گوئى مىخواسته است به اجمال از آن بگذرد كه گاهى تأثير سخن در آن است كه مطلب هولانگيز را در