تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٣
شد»؟! «وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ».
با اين كه: مخاطب، پيامبر بود ولى مطلب را به صورت جمع مىآورند، به خاطر اين كه مؤمنان راستين نيز با پيامبر صلى الله عليه و آله در اين سخن هم صدا بودند، و طبعاً آنها نيز مخاطبند.
***
در اينجا قرآن به پاسخ اين گفتار سخريه آميز آنها، با لحنى كاملًا واقعبينانه پرداخته مىگويد: «به آنها بگو شايد بعضى از آنچه را عجله مىكنيد نزديك و در كنار شما باشد»! «قُلْ عَسى أَنْ يَكُونَ رَدِفَ لَكُمْ بَعْضُ الَّذِي تَسْتَعْجِلُونَ».
چرا عجله مىكنيد؟ چرا مجازات الهى را كوچك مىشمريد؟ چرا به خود رحم نمىكنيد؟ آخر عذاب خدا، شوخى نيست! احتمال بدهيد به خاطر همين سخنانتان قهر و غضب خدا بر سر شما سايه افكنده باشد و به همين زودى بر شما فرود آيد و نابودتان كند، اين همه سرسختى براى چيست؟
«رَدِفَ» از ماده «ردف» (بر وزن حرف) به معنى قرار گرفتن پشت سر چيزى است، لذا به كسى كه پشت سر اسب سوار مىنشيند، «رديف» گفته مىشود، همچنين در مورد افراد و اشيائى كه پشت سر يكديگر قرار مىگيرند اين كلمه به كار مىرود.
در اين كه: منظور از اين عذاب، چه بوده؟ بعضى مىگويند: همان ضربه شديدى است كه بر پيكر اين مجرمان لجوج در جنگ «بدر»، نخستين پيكار مسلمانان با كفار وارد شد، هفتاد نفر از سردمداران آنها به خاك افتادند و هفتاد نفر اسير شدند.
اين احتمال نيز وجود دارد كه: منظور مجازات دردناك عمومى باشد ولى سرانجام به خاطر وجود پيامبر صلى الله عليه و آله كه «رحمة للعالمين» بود از آنها دفع شد، و