تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٢
تصريح مىكند: مطالعه اين آثار- كه تاريخ زنده، گويا و ملموس پيشينيان است- دلها را بيدار و چشمها را بينا مىكند و به راستى چنين است، گاهى مشاهده يكى از اين آثار آنچنان طوفانى در دل و جان انسان بر پا مىكند كه مطالعه چندين كتاب قطور تاريخ چنان اثرى ندارد. «١»
قابل توجه اين كه: در اين آيه، به جاى «مكذبين» (تكذيب كنندگان معاد) «مجرمين» گفته شده، اشاره به اين كه: تكذيب آنها به خاطر آن نبود كه در تحقيق و بررسى اشتباه كرده باشند، بلكه سرچشمه آن لجاجت، عناد و آلوده شدن به انواع جرمها بود.
***
و از آنجا كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله از انكار و مخالفت آنها رنج مىبرد، و به راستى دلش براى آنها مىسوخت و عاشق هدايت و بيدارى آنها بود، و از سوى ديگر، همواره با توطئههاى آنها مواجه بود، آيه بعد، پيامبر صلى الله عليه و آله را دلدارى داده مىگويد:
«از تكذيب و انكار آنها غمگين مباش و زياد غصه آنها را مخور» «وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ».
و از توطئههاى آنها نگران مباش، «و سينهات به خاطر آن تنگى نكند» كه ما پشتيبان و يار و ياور توئيم «وَ لا تَكُنْ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ».
***
ولى اين منكران لجوج به جاى اين كه از اين هشدار پيامبر دلسوز و مهربان، و ملاحظه عاقبت كار مجرمان، پند و اندرز گيرند، باز در مقام سخريه و استهزاء برآمده «مىگويند: اگر راست مىگوئيد اين وعده عذاب الهى، كى واقع خواهد