تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٨
معلومات خود را در مورد آخرت به كار گرفتند اما به جائى نرسيدند.
لذا بعد از آن مىفرمايد: «آنها از آن در شكند، بلكه نابينا هستند»؛ چرا كه نشانههاى آخرت در زندگى همين دنيا نمايان است.
بازگشت زمين مرده به حيات در فصل بهار، بارور شدن درختانى كه در فصل زمستان از كار افتاده بود و مشاهده عظمت قدرت خدا در مجموعه آفرينش، همگى، دليل بر امكان زندگى پس از مرگ است، اما آنها همچون نابينايان از كنار اين صحنهها مىگذرند.
البته، تفسيرهاى ديگرى براى جمله بالا ذكر كردهاند از جمله اين كه: منظور از «ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الآخِرَةِ» اين است كه: اسباب به دست آوردن علم درباره آخرت فراوان است و پشت سر يكديگر قرار گرفته اما آنها چشم باز ندارند كه ببينند.
بعضى نيز گفتهاند: منظور اين است كه: آنها در جهان ديگر كه پردهها كنار مىرود، به حدّ كافى از حقايق با خبر مىشوند.
ولى از ميان اين سه تفسير، تفسير اول، با جملههاى ديگر آيه و با بحثهائى كه در آيات بعد مىآيد، هماهنگتر است.
به اين ترتيب، براى جهل منكران آخرت، سه مرحله ذكر شده:
نخست اين كه: انكار و ايراد آنها به خاطر آن است كه از خصوصيات آخرت بىخبرند و «چون نديدند حقيقت ره افسانه مىزنند».
ديگر اين كه: آنها در اصل وجود آخرت شك دارند، و سؤال از زمان تحقق آن از اين شك ريشه مىگيرد.
و سوم اين كه: اين جهل و شك آنها نه به خاطر اين است كه دليل كافى بر آخرت در اختيار ندارند، بلكه دلائل بسيار است، اما آنها چشم بر هم نهاده نمىبينند.