تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٤
است كه همواره با صدق همراه است).
اين منطق «برهان طلبى» اسلام، حكايت از محتواى قوى و غنى آن مىكند؛ چرا كه سعى دارد با مخالفان خود نيز برخورد منطقى داشته باشد، چگونه ممكن است از ديگران مطالبه برهان كند، و خود نسبت به آن بى اعتنا باشد؟ آيات قرآن مجيد، مملوّ است از استدلالات منطقى و براهين علمى در سطوح مختلف براى مسائل گوناگون.
اين درست بر خلاف چيزى است كه: مسيحيت تحريف يافته امروز، روى آن تكيه مىكند، مذهب را تنها كار «دل» مىداند، و عقل را از آن بيگانه معرفى مىكند، و حتى تضادهاى عقلى (همچون توحيد در تثليث) را در مذهب مىپذيرد و به همين دليل، انواع خرافات را اجازه ورود به مذهب مىدهد، در حالى كه اگر مذهب از عقل و استدلال جدا شود، هيچ دليلى بر حقانيت آن وجود نخواهد داشت و آن مذهب و ضد آن يكسان خواهد بود.
عظمت اين برنامه اسلامى (تكيه بر برهان و دعوت مخالفان به استدلال منطقى) هنگامى آشكارتر مىشود كه: توجه كنيم اسلام، از محيطى آشكار شد كه بيشترين محتواى فكرى محيط را خرافات بى پايه و مسائل غير منطقى تشكيل مىداد.
***
٣- جمع بندى و مرورى بر آيات گذشته
در آياتى كه گذشت، قرآن براى اثبات «توحيد معبود»، روى «توحيد خالق» و «توحيد ربّ» (توحيد آفرينش و توحيد تدبير) تكيه داشت و از دوازده نشانه بزرگ خدا در عالم هستى سخن مىگفت (آسمان و زمين، نزول باران، آثار حياتى آن، آرامش قرارگاه انسان، نهرهاى آب جارى، كوههاى عظيم و پا بر جا،