تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٤
پرداخته چنين مىگويد: «آيا بتهائى كه معبود شما هستند بهترند؟ يا كسى كه آسمانها و زمين را آفريده و براى شما از آسمان آبى فرستاد كه با آن باغهاى زيبا و سرورانگيز رويانديم»؟ «أَمَّنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ». «١»
«حدائق» جمع «حديقه» به طورى كه بسيارى از مفسران گفتهاند: به معنى باغى است كه اطراف آن ديوار كشيده باشند و از هر نظر محفوظ باشد، همچون «حدقه» چشم كه در ميان پلكها محصور شده است.
«راغب» در «مفردات» مىگويد: «حديقه در اصل، به زمينى مىگويند كه آب در آن جمع شده است، همچون حدقه چشم كه هميشه آب در آن قرار دارد».
از مجموع اين دو سخن مىتوان چنين نتيجه گرفت: حديقه باغى است كه هم ديوار دارد و هم آب كافى.
«بهجة» (بر وزن لهجه) به معنى زيبائى رنگ و حسن ظاهر است كه بينندگان را غرق سرور مىكند. «٢»
پس از آن روى سخن را به بندگان كرده مىگويد: «شما قدرت نداشتيد كه درختان اين باغهاى زيبا را برويانيد» «ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها».
كار شما تنها بذر افشانى و آبيارى است، اما كسى كه حيات را در دل اين بذر