تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٠
درباره قوم لوط و سرنوشت آنها و اثرات شوم همجنسگرائى بحثهاى مشروحى داشتيم كه نياز به تكرار آن نيست.»
تنها ذكر يك نكته را ضرورى مىدانيم و آن اين كه:
قانون خلقت براى ما مسيرى تعيين كرده است كه پيمودنش مايه تكامل و حيات ما، و مخالفتش مايه سقوط و مرگ ما است.
قانون خلقت جاذبه جنسى را- به عنوان عامل بقاى نسل انسان و آرامش روح او- ميان دو جنس مخالف قرار داده، و تغيير مسير آن به سوى «همجنس گرائى»، هم آرامش روحى را بر هم مىزند، و هم آرامش اجتماعى را، و از آنجا كه اين قوانين اجتماعى ريشهاى در فطرت دارد اين تخلف سبب ناهماهنگى در سازمان وجود انسان مىشود.
لوط عليه السلام پيامبر بزرگ خدا قوم منحرف را متوجه همين ريشه فطرى كرده و به آنها مىگويد: آيا به سراغ كار زشتى مىرويد با اين كه مىبينيد؟ اين جهل و بىخبرى از قانون حيات و جهل به مفهوم سفاهت است كه شما را به اين بيراهه كشانده.
و جاى تعجب نيست كه: سائر قوانين خلقت نيز درباره اين قوم دگرگون گردد، و به جاى بارانى از آب حياتبخش، بارانى از سنگ، بر سر آنان فرود آيد، و سرزمين آرامشان با زلزلهها زير و رو گردد، و نه تنها نابود شوند كه آثارشان نيز محو گردد.
***
در آخرين آيه مورد بحث، بعد از پايان شرح حال پنج پيامبر بزرگ الهى و سرنوشت قوم آنها، روى سخن را به پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله كرده و به عنوان يك