تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٨
منحرفان آلوده ملاحظه كرديم كه با چه بيان شيوا و مستدل، آنها را از عمل ننگين همجنسگرائى باز مىدارد، و به آنها نشان مىدهد: اين كار نتيجه جهل و نادانى و بىخبرى از قانون آفرينش و از همه ارزشهاى انسانى است.
اكنون ببينيم اين قوم كثيف و آلوده در پاسخ اين گفتار منطقى لوط چه گفتند؟!.
قرآن مىگويد: «آنها پاسخى جز اين نداشتند كه به يكديگر گفتند: خاندان لوط را از شهر و ديار خود بيرون كنيد؛ چرا كه اينها افرادى پاكند و حاضر نيستند خود را با ما هماهنگ كنند»!! «فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ».
جوابى كه بيانگر انحطاط فكر و سقوط فوق العاده اخلاقى آنها بود.
آرى، در محيط آلودگان، پاكى جرم است و عيب! يوسفهاى پاكدامن را به جرم عفت و پارسائى به زندان مىافكنند، «١»
و خاندان پيامبر بزرگ خدا «لوط» را به خاطر پرهيزشان از آلودگى و ننگ، تبعيد مىكنند، اما زليخاها آزادند و صاحب مقام! و قوم لوط بايد در شهر و ديار خود آسوده بمانند!
و اين است مصداق روشن سخنى كه قرآن درباره گمراهان مىگويد كه: بر دلهاى آنها- به خاطر اعمالشان- مُهر مىنهيم، و بر چشمشان پرده مىافكنيم، و در گوششان سنگينى است.
اين احتمال نيز در جمله «أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ» وجود دارد كه: آنها به خاطر فرو رفتن در اين منجلاب فساد، و خو گرفتن به آلودگى، اين سخن را از روى مسخره به خاندان لوط مىگفتند كه: اينها تصور مىكنند كار ما ناپاكى است و پرهيز آنها پاكدامنى! چه چيز عجيب و مسخرهاى؟!