تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٢
روشن شود در راه خدا همه برادرند و برابر، نه همچون راه و رسم جباران كه بعضى بر بعضى مسلط و گروهى در چنگال گروهى اسيرند، در اينجا غالب و مغلوبى وجود ندارد، و همه بعد از پذيرش حق در يك صف قرار دارند.
درست است كه ملكه سبأ، قبل از آن هم ايمان خود را اعلام كرده بود؛ زيرا در آيات گذشته از زبان او شنيديم: وَ أُوتِينَا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِها وَ كُنَّا مُسْلِمِينَ: «ما پيش از اين كه تخت را در اينجا ببينيم آگاهى يافته بوديم و اسلام را پذيرا شده بوديم».
ولى در اينجا اسلام ملكه به اوج خود رسيد، لذا با تأكيد بيشتر، اسلام را اعلام كرد.
او نشانههاى متعددى از حقانيت دعوت سليمان را، قبلًا ديده بود.
آمدن هدهد با آن وضع مخصوص.
عدم قبول هديه كلان كه از ناحيه ملكه فرستاده شده بود.
حاضر ساختن تخت او از آن راه دور در مدتى كوتاه.
و سرانجام مشاهده قدرت و عظمت فوق العاده سليمان، و در عين حال اخلاق مخصوصى كه هيچ شباهتى با اخلاق شاهان نداشت.
***
نكتهها:
١- سرانجام كار ملكه سبأ
آنچه در قرآن مجيد پيرامون ملكه سبأ آمده، همان مقدار است كه در بالا خوانديم، سرانجام ايمان آورد و به خيل صالحان پيوست، اما اين كه بعد از ايمان به كشور خود بازگشت و به حكومت خود از طرف سليمان ادامه داد؟
يا نزد سليمان ماند و با او ازدواج كرد؟