تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٩
توانست آن را بشناسد.
و بلافاصله افزود: «و ما پيش از اين هم آگاه بوديم و اسلام آورده بوديم»! «وَ أُوتِينَا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِها وَ كُنَّا مُسْلِمِينَ».
يعنى اگر منظور سليمان از اين مقدمه چينىها اين است كه: ما به اعجاز او پى ببريم ما پيش از اين با نشانههاى ديگر از حقانيت او آگاه شده بوديم و حتى قبل از ديدن اين خارق عادت عجيب، ايمان آورده بوديم، و چندان نيازى به اين كار نبود.
***
و به اين ترتيب، سليمان «او را از آنچه غير از خدا مىپرستيد بازداشت» «وَ صَدَّها ما كانَتْ تَعْبُدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ». «١»
هر چند «قبل از آن از قوم كافر بود» «إِنَّها كانَتْ مِنْ قَوْمٍ كافِرِينَ».
آرى، او با ديدن اين نشانههاى روشن، با گذشته تاريك خود وداع گفت، و در مرحله تازهاى از زندگى كه مملوّ از نور ايمان و يقين بود گام نهاد.
***
در آخرين آيه مورد بحث، صحنه ديگرى از اين ماجرا بازگو مىشود، و آن ماجراى داخل شدن «ملكه سبأ» در قصر مخصوص سليمان است.
سليمان دستور داده بود، صحن يكى از قصرها را از بلور بسازند و در زير