تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٤
رَبِّى: «اين از فضل خدا است بر ما».
جالب اين كه: سليمان عليه السلام نه تنها اين سخن را به هنگام مشاهده تخت «ملكه سباء» در برابرش بيان كرد، بلكه افزود: اين براى اين است كه خدا مرا بيازمايد، آيا شكرگزارم يا نه؟.
قبلًا نيز در همين سوره خوانديم كه سليمان عليه السلام نعمتهاى خود را همه از خدا مىداند، و خاضعانه رو به درگاهش مىكند كه: پروردگارا! شكر اين همه نعمت را به من الهام كن! و توفيقى عطا فرما كه: بتوانم در پرتو آن، جلب رضاى تو كنم.
آرى، اين است معيار شناخت موحدان خالص از دنيا پرستان مغرور، و اين است راه و رسم مردان پرظرفيت و با شخصيت، در برابر كمظرفيتان خودخواه.
گرچه، معمول شده است: بعضى از متظاهران، فقط اين جمله پر معنى سليمان عليه السلام (هذا مْن فَضْلِ رَبِّى) را بر سر در كاخهاى طاغوتى خود مىنويسند، بى آن كه به آن اعتقادى داشته باشند و در عملشان كمتر انعكاسى داشته باشد، ولى مهم آن است كه هم بر سر در خانه باشد، هم در پيشانى تمام زندگى انسان و در قلب او، عملش نشان دهد: همه را از فضل خدا مىداند، و در مقام شكر آن برآيد، نه شكر با زبان كه شكر با عمل و با تمام وجود. «١»
***
٥- آصف بن برخيا چگونه تخت ملكه را حاضر ساخت؟
اين اولين خارق عادتى نيست كه در داستان سليمان عليه السلام، و يا در زندگى پيامبران به طور كلى مىبينيم، و آنها كه فكر مىكنند، بايد اين گونه تعبيرات را با