تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٣
در حديثى از «ابو سعيد خدرى» از پيامبر صلى الله عليه و آله چنين آمده است: ابو سعيد مىگويد: من از معنى «الَّذِى عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابُ» (كه در داستان سليمان آمده) از محضرش سؤال كردم، فرمود: او وصى برادرم سليمان بن داود عليه السلام بود، عرض كردم «وَ مِنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابُ» از چه كسى سخن مىگويد؟ فرمود: ذاكَ أَخِى عَلِىُّ بْنِ أَبِيْطالِبِ: «او برادرم على بن ابيطالب است»!. «١»
توجه به تفاوت «عِلْمٌ مِنَ الْكِتابُ» كه «علم جزئى» را مىگويد، و «عِلْمُ الْكِتابُ» كه «علم كلى» را بيان مىكند، روشن مىسازد: ميان «آصف» و «على» عليه السلام چه اندازه تفاوت بوده است؟!.
لذا در روايات بسيارى مىخوانيم: اسم اعظم الهى هفتاد و سه حرف است، يك حرف آن نزد «آصف بن برخيا» بود، و چنان خارق عادتى را انجام داد، و نزد امامان اهلبيت عليهم السلام هفتاد و دو حرف آن است، و يك حرف آن مخصوص به ذات پاك خدا است. «٢»
***
٤- هذا من فضل ربى
دنيا پرستان مغرور، هنگامى كه به قدرت مىرسند، همه چيز را جز خود فراموش مىكنند، و تمام امكاناتى را كه به دست آوردهاند، قارونوار كه مىگفت:
إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي: «آنچه را دارم بر اثر علم و دانش من است» «٣» از ناحيه خودشان مىدانند و لا غير.
در حالى كه بندگان خاص خدا به هر جا برسند مىگويند: هذا مْن فَضْلِ