تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٩
مىگويند: وزير سليمان و خواهرزاده او بوده است. «١»
و اما «علم كتاب» منظور آگاهى او بر كتب آسمانى است، آگاهى عميقى كه به او امكان مىداد: دست به چنين كار خارق عادتى بزند.
و بعضى احتمال دادهاند: منظور لوح محفوظ است، همان لوح علم خداوند كه اين مرد به گوشهاى از آن علم آگاهى داشت، و به همين دليل، توانست تخت «ملكه سبأ» را در يك چشم بر هم زدن، نزد سليمان حاضر كند.
بسيارى از مفسران و غير آنها گفتهاند: اين مرد با ايمان از «اسم اعظم الهى» با خبر بود، همان نام بزرگى كه همه چيز در برابر آن خاضع مىگردد، و به انسان قدرت فوق العاده مىبخشد.
ذكر اين نكته نيز لازم است كه: آگاهى بر اسم اعظم، بر خلاف آنچه بسيارى تصور مىكنند، مفهومش اين نيست كه: انسان كلمهاى را بگويد و آن همه اثر عجيب و بزرگ داشته باشد، بلكه، منظور تخلق به آن اسم و وصف است.
يعنى آن نام الهى را در درون جان خود پياده كند، و آنچنان از نظر آگاهى، اخلاق، تقوا و ايمان تكامل يابد كه خود مظهرى از آن اسم گردد، اين تكامل معنوى و روحانى كه پرتوى از آن اسم اعظم الهى است، قدرت بر چنين خارق عاداتى را در انسان ايجاد مىكند. «٢»
در مورد جمله «قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ» نيز مفسران احتمالات گوناگونى دادهاند، اما با توجه به آيات ديگر قرآن، حقيقت آن را مىتوان دريافت: در سوره «ابراهيم» آيه ٤٣ مىخوانيم: لا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ: «در روز