تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٧
سازگار نيست، ولى روشن است: هدف سليمان عليه السلام از اين برنامه چه بود؟
او به اصطلاح، مىخواست ضرب شستى نشان دهد و كار فوق العاده مهمى انجام گيرد، تا راه را براى تسليم بى قيد و شرط آنها و ايمانشان به قدرت اللَّه هموار سازد، و نياز به حضور در ميدان نبرد و خونريزى نباشد.
او مىخواست ايمان به اعماق وجود ملكه سبأ و اطرافيانش راه يابد تا سايرين را نيز دعوت به تسليم و پذيرش ايمان كنند.
***
در اينجا دو نفر اعلام آمادگى كردند كه يكى از آنها عجيب و ديگرى عجيبتر بود.
نخست «عفريتى از جن رو به سوى سليمان كرده گفت: من تخت او را پيش از آن كه مجلس تو پايان گيرد، و از جاى برخيزى نزد تو مىآورم» «قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ». «١»
من اين كار را با زحمت انجام نمىدهم و در اين امانت گرانقيمت نيز خيانتى نمىكنم؛ چرا كه «من نسبت به آن توانا و امينم»! «وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ».
«عفريت» به معنى فرد گردنكش و خبيث است، و جمله «إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ» كه از جهات مختلفى توام با تأكيد است (انّ- جمله اسميه- لام) نيز نشان مىدهد كه: بيم خيانت در اين عفريت مىرفته، لذا در مقام دفاع از خود برآمده و قول امانت و وفادارى داده است.
به هر حال، سرگذشت سليمان عليه السلام مملوّ است از شگفتىها و خارق عادات،