تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٦
تفسير:
در يك چشم بر هم زدن تخت او حاضر است!
سرانجام فرستادگان «ملكه سبأ» هدايا و بساط خود را برچيدند، به كشورشان بازگشتند و ماجرا را براى «ملكه» و اطرافيان او شرح دادند، همچنين عظمت اعجاز آميز ملك سليمان و دستگاهش را بيان داشتند كه هر يك از اينها دليلى بود بر اين كه: او يك فرد عادى و پادشاه نيست، او به راستى فرستاده خدا است و حكومتش نيز يك حكومت الهى است.
در اينجا براى آنها روشن شد كه: نه تنها قادر بر مقابله نظامى با او نيستند بلكه اگر فرضاً بتوانند مقابله كنند، به احتمال قوى، مقابله با يك پيامبر پر قدرت الهى است.
لذا «ملكه سبأ» با عدهاى از اشراف قومش، تصميم گرفتند به سوى سليمان عليه السلام بيايند و شخصاً اين مسأله مهم را بررسى كنند، تا معلوم شود سليمان عليه السلام چه آئينى دارد؟
اين خبر از هر طريقى كه بود به سليمان عليه السلام رسيد، و سليمان تصميم گرفت در حالى كه ملكه و يارانش در راهند، قدرت نمائى شگرفى كند تا آنها را بيش از از پيش، به واقعيت اعجاز خود آشنا، و در مقابل دعوتش تسليم سازد.
لذا رو به اطرافيان خود كرده، «گفت: اى گروه بزرگان! كداميك از شما توانائى داريد، تخت او را پيش از آن كه خودشان نزد من بيايند و تسليم شوند براى من بياوريد»؟ «قالَ يا أَيُّهَا الْمَلَؤُا أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ».
گرچه بعضى از مفسران، براى پيدا كردن دليل احضار تخت ملكه سبأ خود را به زحمت افكندهاند، و گاه احتمالاتى ذكر كردهاند كه: به هيچ وجه با مفاد آيات