تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٥
٣٨ قالَ يا أَيُّهَا الْمَلَؤُا أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ
٣٩ قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ
٤٠ قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرّاً عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَ مَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ
ترجمه:
٣٨- (سليمان) گفت: «اى بزرگان! كدام يك از شما تخت او را براى من مىآورد پيش از آن كه به حال تسليم نزد من آيند»؟
٣٩- عفريتى از جنّ گفت: «من آن را نزد تو مىآورم پيش از آن كه از مجلست برخيزى و من نسبت به اين امر، توانا و امينم»!
٤٠- (اما) كسى كه دانشى از كتاب (آسمانى) داشت گفت: «پيش از آن كه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو خواهم آورد»! و هنگامى كه (سليمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا ديد گفت: «اين از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمايش كند كه آيا شكر او را به جا مىآورم يا كفران مىكنم؟! و هر كس شكر كند، به نفع خود شكر مىكند؛ و هر كس كفران نمايد (به خويش زيان نموده، كه) پروردگار من، غنى و كريم است»!