تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩١
مال (خود) كمك كنيد؟ در حالى كه اين اموال در نظر من بى ارزش است، آنچه خداوند به من بخشيده، از آنچه به شما داده است بهتر و پرارزشتر است» «فَلَمَّا جاءَ سُلَيْمانَ قالَ أَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ فَما آتانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا آتاكُمْ».
مال چه ارزشى در برابر مقام نبوت، علم، دانش، هدايت و تقوا دارد؟
«شما هستيد كه به هداياى خود خوشحال مىشويد» «بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ».
آرى، شما هستيد كه هر گاه يك چنين هداياى پر زرق و برق و گرانقيمتى براى هم بفرستيد، چنان مسرور مىشويد كه برق شادى در چشمانتان ظاهر مىگردد اما اينها در نظر من كم ارزش و بى مقدار است.
و به اين ترتيب، سليمان عليه السلام، معيارهاى ارزش را در نظر آنها تحقير كرد و روشن ساخت كه معيارهاى ديگرى براى ارزش در كار است، كه معيارهاى معروف نزد دنيا پرستان در برابر آن، بى رنگ و بى بها است.
***
سپس براى اين كه قاطعيت خود را در مسأله «حق و باطل» نشان دهد، به فرستاده مخصوص ملكه سبأ چنين گفت: «به سوى آنان بازگرد (و اين هدايا را نيز با خود ببر) اما بدان ما به زودى با لشكرهائى به سراغ آنها خواهيم آمد كه توانائى مقابله با آن را نداشته باشند» «ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها».
«و ما آنها را از آن سرزمين آباد، با ذلت خارج مىكنيم در حالى كه كوچك و حقير خواهند بود» «وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً وَ هُمْ صاغِرُونَ». «١»
اشاره به اين كه: نه تنها آنها را از سرزمينشان بيرون مىرانيم بلكه با وضع