تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٨
فرستادن هديه، نتيجه بسيار خوبى، هم براى خودش و هم براى مردم كشور سبأ به بار آورد و سبب شد: آنها راه حق را بيابند و متوسل به خونريزى نشوند.
٤- ضمناً از اين ماجرا روشن مىشود: برنامههاى شورائى چنان نيست كه هميشه به حق منتهى شود؛ چرا كه در اينجا عقيده اكثريت اطرافيان او اين بود:
توسل به نيروى نظامى مقدم است، در حالى كه عقيده ملكه سباء بر عكس آن بود، و در پايان ماجرا مىبينيم: حق با او بوده است.
و مىتوان گفت: اين نوع مشورت غير از آن است كه امروز در ميان ما رائج است، ما نظريه اكثريت را معيار قرار مىدهيم و حق تصميمگيرى را براى آنها قائل هستيم، در حالى كه در اين نوع مشورت، حق تصميمگيرى با رهبر جمعيت است و مشاورين تنها اظهار نظر مىكنند، و آيه شاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ: «با آنها در كارها مشورت كن و به هنگامى كه تصميم گرفتى بر خدا توكل نما» «١» نيز اشاره به اين قسم دوم از شورا است در حالى كه آيه ٣٨ «شورى»: وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُم: «كار مؤمنان بايد به صورت مشورت انجام يابد» ظاهراً اشاره به قسم اول است. «٢»
٥- مشاوران ملكه سبأ به او گفتند: «ما صاحبان قوة و صاحبان بأس شديد هستيم».
ممكن است تفاوت اين دو در اين باشد كه: «قوة» اشاره به كميت عظيم لشكر و «بأس شديد» اشاره به كيفيت كار آزمودگى و روح شجاعت و شهامت لشكريان باشد، يعنى ما هم از نظر «كميت» لشكر و هم از نظر «كيفيت» آمادگى كامل براى رزم با دشمن داريم.