تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٩
حتى به اطلاعى كه از ناحيه يك فرد كوچك مىرسد، توجه كرد و به زودى (همان گونه كه «سين» در جمله «سَنَنْظُرُ» اقتضا مىكند) پيرامون آن تحقيقات لازم را به عمل آورد.
سليمان عليه السلام نه هدهد را متهم ساخت و محكوم كرد، و نه سخن او را بى دليل تصديق نمود، بلكه آن را پايه تحقيق قرار داد.
***
به هر حال، سليمان نامهاى بسيار كوتاه و پر محتوا نوشت، و به هدهد داده، گفت: «اين نامه مرا ببر و نزد آنها بيفكن، سپس برگرد و در گوشهاى توقف كن ببين آنها چه عكسالعملى نشان مىدهند»؟ «اذْهَبْ بِكِتابِي هذا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ ما ذا يَرْجِعُونَ». «١»
از تعبير «أَلْقِهْ إِلَيْهِمْ» (به سوى آنها بيفكن) چنين استفاده مىشود: آن را هنگامى بر آنها بيفكن كه ملكه «سبأ» در ميان جمع خويش حضور دارد، تا جاى فراموشى و كتمان باقى نماند، و از اينجا روشن مىشود اين كه: بعضى از مفسران گفتهاند: هدهد وارد قصر ملكه سبأ و خوابگاه او شد، و نامه را بر سينه يا گلوى او افكند! چندان دليلى ندارد، هر چند با جملهاى كه در آيه بعد مىآيد: انِّى أُلْقِىَ الَىَّ كِتابٌ كَرِيْمٌ: «نامهاى به سوى من افكنده شده» بى تناسب نيست.
***
ملكه سبأ نامه را گشود و از مضمون آن آگاهى يافت و چون قبلًا اسم و آوازه سليمان عليه السلام را شنيده بود و محتواى نامه نشان مىداد: سليمان عليه السلام تصميم