تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٤
وجود آب در درون زمين با خبر مىشد، لذا سخن از خداوندى مىگويد كه، از همه آنچه در عالم هستى پنهان است آگاهى دارد.
***
و سرانجام، سخن خود را چنين پايان مىدهد: «همان خداوندى كه معبودى جز او نيست و پروردگار و صاحب عرش عظيم است» «اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ».
و به اين ترتيب، روى «توحيد عبادت» و «توحيد ربوبيت» پروردگار، و نفى هر گونه شرك تأكيد كرده و سخن خود را به پايان مىبرد.
***
نكتهها:
الف- درسهاى آموزنده
آنچه در اين بخش از آيات خوانديم، نكتههاى فراوانى دارد كه، مىتواند در زندگى همه انسانها و روند همه حكومتها مؤثر باشد:
١- رئيس حكومت، يا يك مدير بايد آنچنان در سازمان تشكيلاتى خود دقيق باشد كه حتى غيبت يك فرد عادى و كوچك را، احساس و پىگيرى كند.
٢- حتى مراقب تخلف يك فرد باشد و براى اين كه روى ديگران اثر نگذارد، محكم كارى كند، و پيشگيرى لازم را به عمل آورد.
٣- هرگز نبايد كسى را غياباً محاكمه كرد، بايد اجازه داد در صورت امكان از خودش دفاع كند.
٤- بايد جريمه به مقدار جرم باشد، و براى هر جرمى مجازات متناسبى در نظر گرفته شود، و سلسله مراتب رعايت گردد.
٥- بايد هر كس و لو بزرگترين قدرتهاى اجتماعى، تسليم دليل و منطق