تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧
تفسير:
مقايسهاى از بهشت و دوزخ
در اين آيات- به دنبال بحثى كه از انحراف كفار در مسأله توحيد و نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله در آيات قبل بود- سخن از بخش ديگرى از انحرافات آنها در زمينه معاد به ميان آمده، و در حقيقت با بيان اين بخش، روشن مىشود: آنها در تمام اصول دين گرفتار تزلزل و انحراف بودند، هم در توحيد، هم در نبوت و هم در معاد، كه دو قسمت آن در آيات گذشته آمده، و اكنون سومين بخش را مىخوانيم.
نخست مىگويد: «بلكه آنها قيامت را تكذيب كردند» «بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ».
ذكر كلمه «بَل» كه در اصطلاح ادبى براى «اضراب» است به اين معنى است كه: آنها آنچه در زمينه نفى توحيد و نبوت مىگويند، بهانههائى است كه در حقيقت از انكار معاد سرچشمه گرفته است؛ چرا كه اگر كسى ايمان به چنان دادگاه عظيم و پاداش و كيفر الهى داشته باشد، اين چنين بىپروا حقايق را به باد مسخره نمىگيرد، با ذكر بهانههاى واهى، از دعوت پيامبرى كه دلائل نبوتش آشكار است سر نمىپيچد، و در برابر بتهائى كه با دست خود ساخته و پرداخته، سر تعظيم فرود نمىآورد.
اما قرآن در اينجا به پاسخ استدلالى نپرداخته؛ چرا كه اين گروه اهل منطق و استدلال نبودند، بلكه، آنها را با تهديدهاى تكان دهنده و كوبنده مواجه مىكند، و آينده شوم و دردناك آنها را در برابر چشمشان مجسم مىسازد، كه گاه، اين منطق براى اين گونه افراد مؤثرتر است.
نخست مىگويد: «ما براى كسى كه قيامت را انكار كند آتش سوزانى مهيا كردهايم» «وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيراً». «١»