تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٧
چگونه ممكن است پيامبر صلى الله عليه و آله اين حديث را به كسى تعليم كرده باشد كه نيازى نداشته و از كسى كه نياز داشته، دريغ دارد؟.
سوم اين كه: ممكن است جمله «ما تَرَكْناهُ صَدَقَةٌ» دنباله «لا نُوَرِّثُ» است و مفهومش اين است: اموالى را كه ما به عنوان صدقه اختصاص دادهايم در دائره ميراث قرار نمىگيرد.
سپس «فخر رازى»، جواب كوتاهى به استدلالات مشهور فوق مىدهد و مىگويد: «فاطمه عليها السلام بعد از گفتگو با ابوبكر، به آن گفتگو راضى شد، و اجماع بر اين منعقد شده است كه: سخن ابوبكر درست است! وَ اللَّهُ أَعْلَم». «١»
ولى روشن است: پاسخ «فخر رازى» درخور استدلالهاى فوق نيست؛ زيرا همان گونه كه از منابع معروف و معتبر اهل سنت در بالا نقل كرديم، فاطمه عليها السلام نه تنها راضى نشد، بلكه چنان خشمگين گشت كه: تا پايان عمر يك كلمه با ابوبكر سخن نگفت.
از اين گذشته، چگونه ممكن است اجماعى در اين مسأله باشد با اين كه شخصيتى همچون على و فاطمه عليهما السلام و عباس كه در كانون وحى پرورش يافتهاند، با آن مخالفت كردهاند؟!.
***