تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٥
استادم تبسم پر معنائى كرد، و سخن لطيف و زيبائى گفت، با اين كه او عادت به مزاح و شوخى نداشت گفت:
لَوْ أَعْطاها اليَوْمَ فَدَكَ بِمُجَرَّدِ دَعْواها لَجائَتْ الَيْهِ غَداً وَ ادَّعَتْ لِزَوْجِهَا الْخِلافَةَ! وَ زَحْزَحَتْهُ عَنْ مَقامِهِ وَ لَمْ يَكُنْ يُمْكِنْهُ الاعْتِذارُ وَ الْمُوافَقَةُ بِشَىْءٍ:
«اگر آن روز فدك را به ادعاى فاطمه عليها السلام به او مىداد، فردا مىآمد و خلافت را براى همسرش ادعا مىكرد! و ابوبكر را از مقامش متزلزل مىساخت و او نه عذرى براى بازگو كردن داشت و نه امكان موافقت»!. «١»
٣- روايت معروفى از پيامبر صلى الله عليه و آله در بسيارى از كتب اهل سنت و شيعه آمده است كه: العُلَماءُ وَرَثَةُ الأَنْبِياءِ: «دانشمندان وارثان پيامبرانند». «٢»
و نيز از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده: انَّ الأَنْبِياءَ لَمْ يُوَرِّثُوا دِيْناراً وَ لا دِرْهَماً: «پيامبران درهم و دينارى از خود به يادگار نگذاردند». «٣»
از مجموع اين دو حديث چنين به نظر مىرسد: هدف اصلى اين بوده كه روشن سازند، افتخار انبياء و سرمايه آنها علم و دانش بوده است، و مهمترين چيزى كه از خود به يادگار گذاشتند، برنامه هدايت بود، و كسانى كه سهم بيشترى از اين علم و دانش را بر گرفتند، وارثان اصلى پيامبرانند، بى آن كه نظر به اموالى داشته باشد كه از آنان به يادگار مىماند، بعداً اين حديث نقل به معنى شده و سوء تعبير از آن گرديده، و احتمالًا جمله «ما تَرَكْناهُ صَدَقَةٌ» كه استنباط بعضى، از روايت بوده است بر آن افزودهاند.
براى اين كه: سخن به درازا نكشد، گفتار خود را با بحثى از مفسر معروف اهل سنت «فخر رازى» كه در ذيل آيه ١١ سوره «نساء» آورده است پايان