تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٥
در اينجا بار ديگر به موسى عليه السلام خطاب شد «اى موسى نترس كه رسولان در نزد من ترس و وحشتى ندارند» «يا مُوسى لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ».
اينجا مقام قرب است، و حريم امن پروردگار قادر متعال، اينجا جائى نيست كه ترس و وحشتى وجود داشته باشد، يعنى اى موسى! تو در حضور پروردگار بزرگ هستى، و حضور او ملازم با امنيت مطلق است!.
نظير اين تعبير را در سوره «قصص» آيه ٣١ نيز مىخوانيم: يا مُوسى أَقْبِلْ وَ لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الآمِنِينَ: «اى موسى نترس و برگرد كه تو در امنيتى».
***
اما در آيه بعد، استثنائى براى جمله «إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ» بيان كرده، مىگويد: «مگر كسى كه ستم كرده و سپس در مقام توبه و جبران برآيد و بدى را به نيكى تبديل كند كه من غفور و رحيمم»، توبه آنها را پذيرا مىشوم و به آنان نيز امنيت مىبخشم «إِلَّا مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ».
در اين كه: اين استثناء چگونه با جمله قبل ارتباط دارد دو نظر متفاوت از سوى مفسران ابراز شده است.
نخست، اين كه: در ذيل آيه گذشته محذوفى وجود دارد و آن اين كه: غير پيامبران در امان نيستند، سپس استثناء كرده مىگويد: مگر كسانى كه بعد از ظلم و گناه توبه و اصلًاح كنند كه آنها نيز مشمول امنيت الهى هستند.
ديگر اين كه: استثناء از خود جمله مزبور باشد و ظلم اشاره به ترك اولائى كه گاهى از پيامبران سرمىزند و با مقام عصمت منافات ندارد، يعنى اگر پيامبران ترك اولائى انجام دهند، آنها نيز در امنيت نيستند، و خداوند بر آنها سخت مىگيرد همان گونه كه درباره «آدم» و «يونس» در آيات قرآن آمده است.