تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٤
در پاسخ اين سؤال، مىتوان گفت: توأم بودن اين صدا با يك اعجاز روشن يعنى درخشيدن آتش از درون شاخه درخت سبز، گواه زندهاى بود كه اين يك امر الهى است.
به علاوه، چنان كه در آيه بعد خواهيم ديد، به دنبال اين ندا، دستورى به موسى داده شد كه، معجزه عصا و يد بيضاء را در برداشت، و اين دو گواه صادق ديگر بر واقعيت اين ندا بود.
از همه اينها گذشته، قاعدتاً نداى الهى ويژگى و خصوصيتى دارد كه آن را از هر نداى ديگر ممتاز مىكند و به هنگامى كه انسان آن را مىشنود چنان در قلب و جانش اثر مىگذارد كه هيچگونه شك و ترديدى در اين كه اين ندا، از سوى خداوند است، باقى نمىماند.
***
از آنجا كه مأموريت رسالت، آن هم در برابر ظالم و جبارى همچون فرعون، نياز به قدرت و قوت ظاهرى و باطنى و سند حقانيت محكم دارد، در اينجا به موسى عليه السلام دستور داده شد «عصايت را بيفكن» «وَ أَلْقِ عَصاكَ».
موسى عليه السلام عصاى خود را افكند، ناگاه تبديل به مار عظيمى شد «هنگامى كه موسى نظر به آن افكند، ديد با سرعت همچون مارهاى كوچك به هر سو مىدود و حركت مىكند، ترسيد و به عقب برگشت و حتى پشت سر خود را نگاه نكرد» «فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ». «١»
اين احتمال نيز وجود دارد كه: عصا در آغاز كار تبديل به مار كوچكى شد و در مراحل بعد تبديل به اژدهائى عظيم!.