تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٢
مايه هدايت، و وسيله بشارت براى مؤمنان است» «هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُؤْمِنِينَ».
***
در سومين آيه، مؤمنان را چنين معرفى مىكند:
«همان كسانى كه نماز را بر پا مىدارند و زكات را ادا مىكنند و به آخرت يقين دارند» «الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ».
و به اين ترتيب، هم اعتقاد آنها به مبدأ و معاد محكم است، و هم پيوندشان با خدا و خلق، بنابراين، اوصاف فوق اشارهاى به اعتقاد كامل و برنامه عملى جامع آنها است.
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه: اگر اين گروه از مؤمنان، هم از نظر مبانى اعتقادى و هم عملى راه صاف را برگزيدهاند ديگر چه نيازى است كه قرآن براى هدايت آنها بيايد.
ولى با توجه به اين كه هدايت داراى مراحل مختلف است كه هر مرحلهاى مقدمهاى است براى بالاتر، و بالاتر، پاسخ اين سؤال، روشن مىشود.
به علاوه، تداوم هدايت، خود مسأله مهمى است و همان چيزى است كه ما شب و روز در نمازهاى خود، با گفتن «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُستَقِيم» از خدا مىخواهيم كه ما را در اين مسير ثابت دارد و تداوم بخشد كه بى لطف او اين تداوم ممكن نيست.
از اين گذشته، استفاده از آيات قرآن، و كتاب مبين، تنها براى كسانى ميسر است كه روح حقيقتطلبى و حق جوئى در آنها باشد، هر چند هنوز به هدايت كامل نرسيده باشند.
و اگر مىبينيم در يك جا قرآن مايه هدايت «پرهيزگاران» معرفى شده «١» و در