تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢
به اين نكته نيز بايد توجه كرد: دشمنان پيامبر صلى الله عليه و آله، گاهى او را به «ساحر بودن» و گاه «مسحور بودن» متهم مىكردند.
گرچه، بعضى از مفسران احتمال دادهاند: «مسحور» به معنى «ساحر» بوده باشد (زيرا گاه اسم مفعول به معنى فاعل آمده است) ولى، ظاهر اين است كه:
اين دو با هم فرق دارند.
اگر، ساحرش مىخواندند، به خاطر نفوذ فوق العاده كلام او در دلها بود، چون نمىخواستند اين حقيقت را بپذيرند، متوسل به اتهام ساحر بودن مىشدند.
اما «مسحور» به معنى كسى است كه: ساحران در عقلش دخل و تصرف كرده و مايه اختلال حواس او را فراهم ساختهاند، اين اتهام از آنجا ناشى مىشد كه: او سنت شكن بود و مخالف عادات و رسوم خرافى و مصلحتانديشىهاى فردى گام برمىداشت.
اما پاسخ همه اين اتهامات، از سخنان بالا روشن شد.
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد: چرا مىفرمايد: فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيْعُونَ سَبِيلًا: «آنها گمراه شدند و قادر بر پيدا كردن راه حق نيستند».
پاسخ اين است: انسان در صورتى مىتواند به حق راه يابد كه، خواهان حق، و جوياى حق باشد، اما آن كس كه: با پيش داورىهاى غلط و گمراه كنندهاى- كه از جهل، لجاج و عناد سرچشمه مىگيرد- تصميم خود را قبلًا گرفته است، نه تنها حق را پيدا نخواهد كرد، كه: هميشه در برابر آن موضعگيرى مىكند.
***
آخرين آيه مورد بحث، همانند آيه قبل، روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده- به عنوان تحقير سخنان آنها، و اين كه قابل جوابگوئى نيست- مىفرمايد: