تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٣
جانشينى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله سروده پايان مىدهيم:
وَ قالُوا رَسُولُ اللَّهُ مَا اخْتارَ بَعْدَهُ اماماً وَ لْكِنَّا لِا نْفُسِنَا اخْتَرْنا!
أَقَمْنا اماماً انْ أَقامَ عَلَى الْهُدى أَطَعْنا، وَ انْ ضَلَّ الْهِدايَةَ قَوَّمْنا!
فَقُلْنا اذاً أَنْتُمْ امامُ امامِكُمْ بِحَمْدٍ مِنَ الرَّحْمنِ تَهْتُمْ وَ لا تُهْنا
وَ لْكِنَّنَا اخْتَرْنَا الَّذِى اخْتارَ رَبُّنا لَنا يَوْمُ خُمٍّ مَا اعْتَدَيْنا وَ لا حُلْنا!
وَ نَحْنُ عَلى نُورٍ مِنَ اللَّهِ واضِحٌ فَيا رَبِّ زِدْنا مِنْكَ نُوراً وَ ثَبِّتْنا!
: «آنها گفتند: رسول خدا صلى الله عليه و آله براى بعد از خود كسى را به عنوان امام انتخاب نكرده است و ما خود انتخاب مىكنيم.
ما امامى برمىگزينيم اگر بر طريق هدايت بود اطاعتش مىكنيم، و اگر از طريق گمراهى رفت او را صاف مىكنيم! (و يا كنار مىگذاريم).
ما به آنها گفتيم: در اين صورت شما امام امام خود هستيد، شما سرگردان شديد و ما سرگردان نيستيم.
ولى ما همان را برگزيديم كه پروردگار ما براى ما روز غدير خم برگزيده و از آن كمترين انحراف و عدولى نخواهيم داشت.
ما بر نور واضح الهى هستيم، پروردگارا بر نورانيت ما بيفزا و ما را ثابت قدم بدار». «١»
***
٣- ذكر خدا
در آيات فوق، خوانديم كه يكى از ويژگىهاى شاعران با هدف اين است كه خدا را بسيار ياد مىكنند.
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه: مراد از «ذكر كثير» تسبيح فاطمه