تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٩
«جهتگيرىها» و «نتيجهها» است، به گفته اميرمؤمنان على عليه السلام هنگامى كه گروهى از يارانش در يكى از شبهاى ماه مبارك «رمضان» به هنگام افطار، سخن به شعر و شاعران كشيدند، آنها را مخاطب ساخته فرمود:
اعْلَمُوا أَنَّ مِلاكَ أَمْرِكُمْ الدِّيْنُ، وَ عِصْمَتَكُمْ التَّقْوى، وَ زِيْنَتَكُمْ الأَدَبُ، وَ حُصُونَ أَعْراضِكُمْ الحِلْمُ: «بدانيد ملاك كار شما دين است، و مايه حفظ شما تقوا است، زينت شما ادب و دژهاى محكم آبروى شما، حلم و بردبارى است». «١»
اشاره به اين كه شعر، وسيلهاى است و معيار ارزيابى آن هدفى است كه شعر در راه آن به كار گرفته مىشود.
اما متأسفانه در طول تاريخ ادبيات اقوام و ملل جهان، از شعر سوء استفاده فراوان شده است، و اين ذوق لطيف الهى در محيطهاى آلوده آنچنان به ننگ كشيده شده است كه گاه از مؤثرترين عوامل فساد و تخريب بوده است.
مخصوصاً در عصر جاهليت كه دوران انحطاط فكرى و اخلاقى قوم عرب بود، «شعر»، «شراب» و «غارت» همواره در كنار هم قرار داشتند!.
ولى چه كسى مىتواند اين حقيقت را انكار كند كه اشعار سازنده و هدفدار در طول تاريخ، حماسههاى فراوان آفريده است، و گاه قوم و ملتى را در برابر دشمنان خونخوار و ستمگر آنچنان بسيج كرده كه بىپروا از همه چيز، بر صف دشمن زده و قلب او را شكافتهاند.
در دورانى كه شاهد و ناظر بارور شدن انقلاب اسلامى بوديم، با چشم خود ديديم كه: اشعار موزون و شعارهائى كه در قالب شعر ريخته مىشد، چه شور و هيجان و جنبشى مىآفريد، و چگونه خونها را در رگها به جوش مىآورد، و صفوف انسانها را به خروش وامىداشت؟