تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٦
واقعيتى را بيان مىدارند خود مرد عمل نيستند.
اما هيچ يك از اين اوصاف سهگانه، بر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تطبيق نمىكند، او درست نقطه مقابل اين حرفها است.
***
ولى از آنجا كه در ميان شاعران، افراد پاك و هدفدارى پيدا مىشوند كه اهل عمل و حقيقتند، و دعوت كننده به راستى و پاكى (هر چند از اين قماش شاعران در آن محيط كمتر يافت مىشد) قرآن، براى اين كه حق اين هنرمندان با ايمان و تلاشگران صادق، ضايع نگردد، با يك استثناء صف آنها را از ديگران جدا كرده، مىگويد: «مگر كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند» «إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ».
شاعرانى كه هدف آنها تنها شعر نيست، بلكه در شعر، هدفهاى الهى انسانى مىجويند.
شاعرانى كه غرق در اشعار نمىشوند و غافل از خدا، بلكه «خدا را بسيار ياد مىكنند» و اشعارشان مردم را به ياد خدا وا مىدارد «وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً».
«و به هنگامى كه مورد ستم قرار مىگيرند، از اين ذوق خويش، براى دفاع از خويشتن و مؤمنان به پا مىخيزند» «وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا».
و اگر به هجو و ذم گروهى با اشعارشان مىپردازند، به خاطر آن است كه از حق در برابر حمله و هجوم شعرى آنان، دفاع مىكنند.
و به اين ترتيب، چهار صفت براى اين شاعران با هدف بيان كرده: «ايمان»، «عمل صالح»، «بسيار به ياد خدا بودن» و «در برابر ستمها به پا خواستن و از نيروى شعر براى دفع آن كمك گرفتن».
و از آنجا كه بيشتر آيات اين سوره، دلدارى به پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان اندك آن