تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٤
اسلام صلى الله عليه و آله يعنى اين كه: او شاعر است، مىپردازد؛ زيرا همان گونه كه در آيه ٥ سوره «انبياء» آمده است، گاه مىگفتند: بَلْ هُوَ شاعِرٌ: «او شاعر است» و حتى گاهى «شاعر مجنونش» مىخواندند، چنان كه در آيه ٣٦ سوره «صافات» آمده:
وَ يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَتارِكُوا آلِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ: «آنها مىگويند: آيا ما خدايان خود را به خاطر شاعر ديوانهاى رها كنيم»؟!
قرآن در آيه مورد بحث، با بيانى بسيار منطقى مىگويد: خط مشى پيامبر از خط شعرا جدا است، شعرا در عالم خيال و پندار حركت مىكنند و او در عالمى مملوّ از واقع بينى براى نظام بخشيدن به جهان انسانى.
شعراء غالباً طالب عيش و نوشند، و در بند زلف و خال يار (مخصوصاً شاعرانى كه در آن عصر و در محيط حجاز مىزيستند، چنان كه از نمونه اشعارشان پيدا است).
به همين دليل «شعرا كسانى هستند كه گمراهان از آنها پيروى مىكنند» «وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ».
***
پس از آن به دنبال آن اين جمله را اضافه مىكند: «آيا نديدى كه آنها در هر وادى سرگردانند»؟! «أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ». «١»
آنها غرق پندارها و تشبيهات شاعرانه خويشند، حتى هنگامى كه قافيهها آنها را به اين سمت و آن سمت بكشاند، در هر وادى سرگردان مىشوند.
آنها غالباً در بند منطق و استدلال نيستند، و اشعارشان از هيجاناتشان تراوش مىكند، و اين هيجانات و جهشهاى خيالى هر زمان، آنان را به وادى ديگرى سوق مىدهد.