تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٣
در تمام زمينهها نبوده و نيست، بنابراين شما چگونه آن را متهم به القائات شيطان مىكنيد.
منظور از «أَفَّاكٍ أَثِيمٍ» همان كاهنانى بودند كه با شياطين ارتباط داشتند و شياطين، گاه از طريق استراق سمع، سخنان حقى از فرشتگان مىشنيدند، و با اباطيل فراوانى مىآميختند، و به كاهنان منتقل مىساختند، آنها نيز دروغهائى بر آن افزوده و به مردم مىگفتند و در كنار يك سخن راست، دهها دروغ مىبافتند!.
مخصوصاً، بعد از نزول وحى و محروم گشتن شياطين از صعود به آسمانها و استراق سمع، آنچه را به كاهنان القاء مىكردند، مشتى دروغ و اراجيف بود، با اين حال، چگونه مىشد محتواى قرآن را با آن مقايسه كرد؟، و پيامبر امين راستگو را با مشتى كاهنان كذّاب افّاك، سنجيد؟!
براى جمله «يُلْقُونَ السَّمْعَ» تفسيرهاى گوناگونى كردهاند:
نخست اين كه: ضميرى كه در آن است به شياطين بازمىگردد، و «سمع» به معنى مسموعات است، يعنى شياطين، مسموعات خود را به دوستان خويش القا مىكردند و اكثر آنها كاذبند (و دروغ فراوانى بر آن مىنهند).
ديگر اين كه: ضمير آن، به دروغگويان گنهكارى بازمىگردد كه گوش به سخنان شياطين مىدادند و يا آنچه را از شياطين شنيده بودند به توده مردم القا مىكردند.
ولى تفسير اول صحيحتر به نظر مىرسد. «١»
***
در چهارمين آيه مورد بحث، به پاسخ يكى ديگر از تهمتهاى كفار به پيامبر