تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٧
***
«سپس عذابى را كه به آنها وعده داده مىشد، دامانشان را فرا گيرد» ... «ثُمَّ جاءَهُمْ ما كانُوا يُوعَدُونَ».
***
«اين تمتع و بهرهگيرى از دنيا براى آنها سودى نخواهد داشت» «ما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يُمَتَّعُونَ».
به فرض كه به آنها مهلت جديدى داده شود- كه بعد از اتمام حجت، داده نخواهد شد- و به فرض كه ساليان ديگرى در اين جهان بمانند و غرق غرور و غفلت گردند، آيا كارى جز تمتع و بهرهگيرى بيشتر از مواهب مادى خواهند داشت؟ آيا آنها به جبران گذشته خواهند پرداخت؟
مسلماً نه، آيا اينها مىتوانند به هنگام نزول مجدد عذاب، گرهى از كار آنها بگشايند و يا تغييرى در سرنوشت آنها ايجاد كنند؟
اين احتمال نيز در تفسير آيات فوق وجود دارد، كه آنها تقاضاى مهلت براى بازگشت به سوى حق و جبران گذشته نمىكنند، بلكه، براى بهرهگيرى بيشتر و تمتع فزونتر از نعمتهاى ناپايدار اين جهان است، ولى اين تمتع سودى براى آنها نخواهد داشت و دير يا زود بايد از اين سراى ناپايدار به سراى جاويدان بشتابند و با نتائج اعمالشان روبرو شوند.
***
در اينجا سؤال يا سؤالهائى پيش مىآيد كه: آيات بعد، به پاسخ آن مىپردازد و آن اين كه: اصولًا با توجه به علم خداوند به آينده هر قوم و گروه، چه نيازى به مهلت است؟
به علاوه، با اين كه امتهاى گذشته پى در پى به تكذيب انبياء برخاستند، و