تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٦
٢١١- و براى آنها سزاوار نيست؛ و قدرت ندارند!
٢١٢- آنها از استراق سمع (و شنيدن اخبار آسمانها) بركنارند!
تفسير:
تهمتى ديگر بر قرآن
از آنجا كه آيات گذشته با اين جمله ختم شد كه مجرمان و گنهكاران، بعد از مشاهده عذاب الهى، و هنگامى كه در آستانه مرگ قرار مىگيرند، تقاضاى مهلت و بازگشت براى جبران مىكنند، آيات مورد بحث از دو راه به آنها پاسخ مىگويد:
نخست، اين كه: «آيا آنها براى عذاب ما عجله مىكنند» «أَ فَبِعَذابِنا يَسْتَعْجِلُونَ».
اشاره به اين كه: شما بارها با سخريه و استهزاء، از پيامبرتان مىخواستيد هر چه زودتر عذابى را كه وعده مىداد، بياورد، اما هنگامى كه در چنگال آن، گرفتار مىشويد، تقاضاى مهلت مىكنيد، تا گذشته را جبران نمائيد، يك روز همه اينها را شوخى مىپنداشتيد، اما روز ديگر مىبينيد جدىتر از جدى است.
به هر حال، سنت پروردگار اين است: تا اتمام حجت نكند و مهلت كافى ندهد، هيچ قومى را گرفتار عذاب نخواهد كرد، اما به هنگامى كه گفتنىها گفته شد، و به مقدار لازم فرصت يافتند و به راه نيامدند، آن گاه مجازاتى دارد كه راه بازگشت در آن نيست.
***
ديگر اين كه: «اگر ما ساليان ديگرى آنها را از اين زندگى دنيا بهرهمند سازيم» ... «أَ فَرَأَيْتَ إِنْ مَتَّعْناهُمْ سِنِينَ».