تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٠
٣- انحرافات اخلاقى
قابل توجه اين كه: اقوامى كه در فرازهاى مختلف اين سوره، از آنها ياد شده است علاوه بر انحراف از اصل توحيد، به سوى شرك و بتپرستى كه قدر مشترك ميان همه آنها بود، داراى انحرافات اخلاقى و اجتماعى خاصى بودند كه آنها را از هم جدا مىكرد:
بعضى، اهل تفاخر و تكبر بودند (قوم هود).
بعضى، اهل اسراف و عيش و نوش (قوم صالح).
بعضى، داراى انحرافات جنسى (قوم لوط).
بعضى، مال پرستى بىحساب كه آنها را به انواع تقلب در معاملات دعوت مىكرد داشتند (قوم شعيب).
و بعضى، داراى غرور ثروت بودند (قوم نوح).
ولى مجازات همه آنها كم و بيش شباهت به يكديگر داشت.
جمعى به وسيله صاعقه و زلزله نابود شدند (قوم شعيب و لوط و صالح و هود).
و بعضى به وسيله طوفان و سيلاب (قوم نوح).
در حقيقت، «زمينى» كه مهد آسايش آنها بود، مأمور نابوديشان شد و «آب» و «هوا» كه حيات آنها را تأمين مىكرد، فرمان مرگشان را پذيرا گشت، و چه عجيب است وضع انسان كه زندگيش در دل مرگ، و مرگش در دل زندگى، قرار گرفته، و باز هم غافل است و مغرور.
***