تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٧
در پايان اين داستان، همان را مىگويد كه در پايان شش داستان گذشته از انبياء بزرگ آمده بود:
مىفرمايد: «در سرگذشت مردم سرزمين «ايكه» و دعوت پر مهر پيامبرشان شعيب، و لجاجتها و سرسختىها و تكذيبهاى آنان، و سرانجام نابودى اين قوم ستمگر با صاعقه مرگبار، نشانه و درس عبرتى است» «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً».
«اما اكثر آنها ايمان نياوردند» «وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ».
***
با اين حال، خداوند رحيم و مهربان به آنها مهلت كافى داد، تا به خود آيند و خويشتن را اصلًاح كنند، و هنگامى كه مستوجب عذاب شدند با قدرت قهاريش آنها را گرفت، آرى «پروردگار تو شكست ناپذير و رحيم است» «وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ».
***
نكتهها:
١- هماهنگى كامل در دعوت انبياء
در پايان سرگذشت اين هفت پيامبر بزرگ، كه يك حلقه كامل از نظر درسهاى تربيتى را تشكيل مىدهد، توجه به اين نكته لازم است كه: سرگذشت اين پيامبران در سورههاى ديگرى از قرآن نيز آمده است، ولى در هيچ موردى به اين شكل، مطرح نشده كه آغاز دعوت همه آنها هماهنگ، و پايان همه آنها نيز هماهنگ بيان شده باشد.
در پنج قسمت از اين داستانها محتواى دعوت، تقوا است، و سپس روى امانت پيامبر و عدم مطالبه اجر و پاداش تكيه شده است.
و بعد از آن، از مهمترين انحرافاتى كه در آن محيط رواج داشته با لحنى