تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦١
در معامله بشود در برمىگيرد.
به اين ترتيب، تمام سوء استفادهها و ظلم و خلافكارى در معامله و هر گونه تقلب، كوشش و تلاش زيانبار، چه در كميت و چه در كيفيت، همه در دستورهاى فوق داخل است.
و از آنجا كه نابسامانىهاى اقتصادى سرچشمه از هم گسيختگى نظام اجتماعى مىشود، در پايان اين دستورات به عنوان يك جمع بندى مىگويد: وَ لا تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ: «در زمين فساد نكنيد، و جامعهها را به تباهى نكشانيد» و به هر گونه استثمار و بهرهكشى ظالمانه و تضييع حقوق ديگران پايان دهيد.
اينها نه تنها دستوراتى كارساز براى جامعه ثروتمند و ظالم عصر «شعيب» بود كه براى هر عصر و زمانى كارساز و كارگشا است و سبب عدالت اقتصادى مىشود.
***
سپس، «شعيب» در آخرين دستورش در اين بخش از سخن، بار ديگر آنها را به تقوا دعوت مىكند، و مىگويد: «از خدائى بپرهيزيد كه شما و اقوام پيشين را آفريد» «وَ اتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الْجِبِلَّةَ الأَوَّلِينَ».
شما تنها قوم و جمعيتى نيستيد كه روى اين زمين گام نهادهايد، قبل از شما پدرانتان و اقوام ديگر آمدند و رفتند، گذشته آنها، و آينده خويش را فراموش نكنيد.
«جِبِلَّة» از «جبل» به معنى كوه است، به جماعت زياد كه در عظمت همچون كوهند گفته شده، بعضى عدد آن را ده هزار ذكر كردهاند.
و نيز به طبيعت و فطرت انسان «جبلّة» اطلاق شده؛ چرا كه غير قابل تغيير