تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٧
آن گاه به شرح اين اجمال پرداخته، مىگويد: «هنگامى كه شعيب به آنها گفت: آيا تقوا را پيشه نمىكنيد»؟ «إِذْ قالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَ لا تَتَّقُونَ».
در حقيقت دعوت شعيب از همان نقطه شروع شد كه ساير پيامبران شروع كردند دعوت به تقوا و پرهيزگارى، كه ريشه و خمير مايه همه برنامههاى اصلاحى و دگرگونىهاى اخلاقى و اجتماعى است.
قابل توجه اين كه: در اين داستان تعبير «أَخُوهُم» كه در داستان صالح و هود و نوح و لوط آمده بود، ديده نمىشود، شايد، به خاطر اين كه «شعيب» اصلًا اهل «مدين» بود و تنها با مردم آنجا خويشاوندى داشت، نه با مردم «ايكه».
لذا در سوره «هود» آيه ٨٤ هنگامى كه فقط سخن از «مدين» مىگويد، اين تعبير آمده است: «وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً».
ولى، چون در آيه مورد بحث سخن از اصحاب «ايكه» است و آنها با شعيب خويشاوندى نداشتند، اين تعبير ذكر نشده است.
***
پس از آن افزود: «من براى شما رسول امينى هستم» «إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ».
***
«تقوا را پيشه كنيد و از خدا بپرهيزيد و مرا اطاعت نمائيد» كه اطاعتم اطاعت او است «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ».
***
اين را نيز بدانيد كه: «من در برابر اين دعوت از شما اجر و پاداشى نمىطلبم تنها اجر و مزد من بر پروردگار عالميان است» «وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ».