تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٢
الْغابِرِينَ». «١»
اين پير زن كسى جز همسر لوط نبود كه از نظر عقيده و مذهب، هماهنگ با آن قوم گمراه بود، و هرگز به لوط ايمان نياورد، و سرانجام به همان سرنوشت گرفتار شد. «٢»
***
آرى، خداوند، لوط و مؤمنان اندك را با او نجات داد، آنها شبانه به فرمان خدا از ديار آلودگان، رخت سفر بربستند، و آنها كه غرق فساد و ننگ بودند را به حال خود رها ساختند.
در آغاز صبح، فرمان عذاب الهى فرا رسيد، زلزله وحشتناكى سرزمين آنها را فرا گرفت، شهرهاى آباد و قصرهاى زيبا و زندگى مرفه و آلوده به ننگ آنها را به كلى زير و رو كرد، چنان كه قرآن در اينجا در يك جمله كوتاه، مىفرمايد:
«سپس ما آن جمعيت را هلاك و نابود كرديم» «ثُمَّ دَمَّرْنَا الآخَرِينَ».
***
«و بارانى بر آنها فرستاديم» (اما چه بارانى، بارانى از سنگ كه حتى ويرانههاى آنها را از نظرها محو كرد!) «وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً».
«چه باران بدى بود اين باران كه اين گروه تهديد شدگان را فرو گرفت» «فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ».
بارانهاى معمولى حياتبخش است و زنده كننده، اما اين باران وحشتناك، نابود كننده بود و ويرانگر.