تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٤
***
«سپس بقيه را غرق و نابود كرديم» «ثُمَّ أَغْرَقْنا بَعْدُ الْباقِينَ».
«مَشْحُون» از ماده «شحن» (بر وزن صحن) به معنى پر كردن است، و گاه به معنى مجهز ساختن، نيز آمده، و «شحناء» به عداوتى گفته مىشود كه: تمام وجود انسان را پر كند، و منظور در اينجا اين است كه: آن كشتى مملوّ از نفرات و همه وسائل بود، و كمبودى نداشت.
يعنى خداوند بعد از آن كه كشتى از هر نظر مهيا و آماده حركت شد، طوفان را فرستاد تا نوح عليه السلام و ساير سرنشينانش گرفتار ناراحتى نشوند، و اين خود يكى از نعمتهاى الهى بر آنها بود.
***
و در پايان اين سخن، همان مىگويد كه در پايان ماجراى موسى عليه السلام و ابراهيم عليه السلام بيان كرد، مىفرمايد: «در ماجراى نوح و دعوت پيگير و مستمر او، صبر و شكيبائيش، و سرانجام غرق و نابودى مخالفانش، آيت و نشانهاى است براى همگان» «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً».
«هر چند اكثر آنها ايمان نياوردند» «وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ».
بنابراين تو اى پيامبر! از اعراض و سرسختى مشركان قومت نگران مباش، ايستادگى به خرج ده، كه سرنوشت تو و يارانت سرنوشت نوح عليه السلام و ياران او است، و سرانجامِ گمراهان، همان سرانجام شوم غرق شدگان است.
***
و بدان «پروردگار تو شكست ناپذير و رحيم است» «وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ».
رحمتش ايجاب مىكند كه به آنها فرصت كافى و مهلت دهد، و اتمام حجت