تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٠
در روايات اسلامى پيرامون قلب و سلامت آن، و آفاتى كه بر آن وارد مىشود و راه مبارزه با اين آفات، مطالب فراوانى آمده است كه از مجموع آنها اين منطق اسلامى كاملًا آشكار است كه: اسلام قبل از هر چيز، به زير بناى فكرى، عقيدتى و اخلاقى اهميت مىدهد؛ چرا كه تمامى برنامههاى عملى انسان بازتابى از آن است.
همان گونه كه سلامت قلب ظاهرى، عامل سلامت جسم، و بيمارى آن، سبب بيمارى همه اعضاء است؛ چرا كه تغذيه تمام سلولهاى بدن به وسيله خونى انجام مىگيرد كه به كمك قلب به تمام نقاط كشور تن فرستاده مىشود، همين گونه، سلامت و فساد برنامههاى زندگى انسان جلوه و بازتابى است از سلامت و فساد عقيده و اخلاق.
اين بحث را با سخنى از امام باقر عليه السلام پايان مىدهيم آنجا كه فرمود: قلبها چهار گونه است:
قلبى كه در آن نفاق و ايمان است.
قلبى كه وارونه است.
قلبى كه مُهر بر آن خورده، هيچ حقى بر آن وارد نمىشود.
و قلبى كه نورانى است و خالى (از غير خدا).
سپس افزود: قلب نورانى قلب مؤمن است، هر گاه خدا نعمتى به او بخشد شكر مىگويد، و هر گاه مصيبتى به او رسد، صبر و شكيبائى مىكند، اما قلب وارونه قلب مشركان است همان گونه كه خداوند فرموده: أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبّاً عَلى وَجْهِهِ أَهْدى أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيّاً عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ:
«آيا كسى كه به صورت بر زمين راه مىرود هدايت يافتهتر است يا كسى كه