تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٠
و تكرارى خود پرداخته «گفتند: اين مسائل مطرح نيست، مهم آن است كه ما نياكان خود را يافتيم كه چنين مىكنند»! «قالُوا بَلْ وَجَدْنا آباءَنا كَذلِكَ يَفْعَلُونَ».
اين پاسخ كه بيانگر تقليد كوركورانه آنها از نياكان جاهل و نادانشان بود تنها پاسخى بود كه مىتوانستند به گفته ابراهيم عليه السلام بدهند، پاسخى كه دليل بطلانش در آن نهفته است و هيچ عاقلى به خود اجازه نمىدهد، چشم و گوش بسته به دنبال ديگران بيفتد، به خصوص اين كه: معمولًا تجربيات آيندگان از گذشتگان بيشتر است، و دليلى بر تقليد كوركورانه از آنان وجود ندارد.
تعبير به كَذلِكَ يَفْعَلُونَ: «آنها چنين مىكردند» تأكيد بيشترى بر تقليد آنها است، يعنى هر چه آنها مىكردند ما مىكنيم، عبادت بت باشد يا چيز ديگر!
***
در اين هنگام ابراهيم عليه السلام لبه تيز حمله خود را متوجه بتها كرده «گفت: آيا اين چيزى را كه پيوسته عبادت مىكرديد، مشاهده نموديد»؟ «قالَ أَ فَرَأَيْتُمْ ما كُنْتُمْ تَعْبُدُونَ».
***
«هم شما و هم پدران پيشين شما» «أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمُ الأَقْدَمُونَ».
***
«همه آنها دشمن منند، مگر پروردگار عالميان» «فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ».
آرى همه آنها با من دشمنند و من با آنها دشمن آشتى ناپذير.
قابل توجه اين كه: ابراهيم عليه السلام مىگويد: «آنها با من دشمنند» هر چند لازمه آن اين است كه: من نيز با آنها عداوت دارم، ولى اين تعبير، ممكن است به خاطر آن باشد كه عبادت بتها مايه بدبختى، گمراهى و عذاب دنيا و آخرت انسان