تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٥
ولى حق اين است كه: هيچ يك از اين احتمالات، با ظاهر آيات قرآن،- اگر نگوئيم با صريح آن- سازگار نيست، و با قبول مسأله اعجاز، كه بارها در شرح حالات پيامبران در قرآن آمده، خصوصاً داستان همين عصاى موسى عليه السلام، هيچ لزومى بر چنين توجيهاتى وجود ندارد، چه مانعى دارد كه به فرمان خدا كه حاكم بر قانون عليت در جهان هستى است، آبهاى نيل بعد از نواختن عصا تحت جاذبه مرموزى به فرمان الهى جمع و متراكم گردند، به گونهاى كه راه قابل عبور در ميان آن آشكار شود، و بعد از مدتى اين جاذبه خنثى گردد و آبها به حال طبيعى اول بازگردند؟.
اين، استثناء در قانون عليت نيست، بلكه اعتراف به تأثير علل غير عادى مىباشد كه براى ما- با معلومات محدودى كه داريم- ناشناخته است.
***
٣- در عين قدرت رحيم است
اين نكته نيز قابل دقت است، آخرين آيه مورد بحث، كه يك نوع نتيجهگيرى از مجموع كار موسى و فرعون، و پيروزى لشكر حق و نابودى لشكر باطل است خداوند را به «عزت» و «رحمت» توصيف مىكند، اولى، اشاره به شكستناپذيرى قدرت او است و دومى، وسعت رحمتش را نسبت به همه بندگان مىرساند، و مخصوصاً «عزيز» را بر «رحيم» مقدم داشته، تا اين توهم پيش نيايد كه رحمتش از موضع ضعف است، بلكه در عين قدرت رحيم است.
البته، بعضى از مفسران معتقدند: توصيف به عزت، اشاره به شكست دشمنان و توصيف به رحمت، اشاره به پيروزى دوستان او است، ولى هيچ مانعى ندارد كه هر دو صفت شامل هر دو گروه گردد؛ چرا كه همه از رحمتش استفاده مىكنند حتى گناهكاران و همه از سطوتش بيمناكند، حتى نيكوكاران!